نگاشته شده توسط: Dr.Tamanna | سپتامبر 14, 2010

شیرین ترین پارلمان دنیا

شیرینی لذتی دارد که همه از آن خوششان می آید و به همین دلیل شیرینی صفتی است  برای موصوفاتی که همگان برای رسیدن به ان علاقمند باشند. مثلا میگویند پول خیلی شیرین است . قدرت شیرین است . سواری مفت شیرین است. فخر فروشی شیرین است. تملق شنیدن شیرین است. شخصیت برجسته بودن شیرین است و خیلی شیرینی های دیگر.

اما خود مانیم برای دستیابی به هر کدام این شیرینی ها باید خیلی زحمت کشید. و در حالت عادی چشیدن لذت این شیرینی ها به سادگی میسر نیست. اما از اینکه بعضی آدم ها همیشه مبتکر اند گاهی می توانند با کوتاهه راه ها به این لذت ها برسند و دیگران را از تعجب انگشت به دهان بگذارند.

بعضی این راه ها آن قدر عجیب اند که  به هیچ وجه تصور نمی شود که از این راه هم میتوان  به  لذت شیرینی رسید. چه در ابتدای راه علائمی چون راه دشوار وصعب العبور نوشته . وهمچنان مقصد ازطی طریق این راه چشیدن لذت شیرینی های  فردی نیست بلکه به سوی سعادت ملی خواهد رفت.

کشور ما که دارالعجایب است  و خصوصا مد شده است که همه بخواهندد ره صد ساله را یک  شبه بروند وشب که می خوابند صبح  با یک عالم شیرینی های گوناگون که درخواب هم دیده نمی توانستند مواجه شوند.

برای این منظور راه های معقول و نامعقولی را تجربه میکنند و بعضی ها به راستی بر خر مراد سوار می شوند. البته بعضی اوقات مانند کابل بانک این خر مراد چندان هم بر وفق مراد نمیرود  و یا میرود و میخواهند ما راسردرگم کنند .

از آنجائی که بندگان خدا در این دارالعجایب عادت کرده اند نگاه کنند که کی از چه راهی به این شیرینی ها رسیده همه می دوند تا تقلید کنند  و بعضی ها گوسفند های بیچاره را متهم به انجام چنین عملی میکنند که واقعیت چندانی ندارد.

تجربه پارلمان گذشته در این کشور یکی از همان کوتاهه راه های بود که بعضی از رهروان را به سرمنزلی رسانید که همه شیرینی ها را باهم داشت. هر چند در این راه هم عده ای کمی بودند که میخواستند فقط راه درست را طی کنند اما چون اساس پارلمان بر دموکراسی است اقلیت کاری از پیش برده نمی تواند و نتوانست.

جالب اینکه در ابتدای این راه نوشته بودند این راه به قانونمند کردن کشور، مقید کردن دولت و دولت مداران به حفظ منافع مردم ، حمایت ازحقوق مردم ، وکالت از تک تک رعایای کشور  و خیلی جاهای خوب خوب دیگر برای کافه ملت منتهی می شود.

اما بلافاصله بعد از تابلوی مقصد نوشته بود این راه خیلی صعب العبور است  رهرو این راه ممکن است با خطرات زیاد مواجه شود وزحمات زیاد باید بکشد و باید از خود بگذرد و و وقت و سرمایه خویش را از کف بدهد و از اینگونه اخطار ها زیاد نوشته  بودند.

از این ملک دارالعجایب و مردم مبتکر آن بعید نیست که کار های ابتکاری صادر شود اما بعضی از وکلای پارلمان واقعا گل کاشتند و همه دنیا را انگشت به دهان گذاشتند.

صرف نظر از اینکه به صورت مجموع پارلمان کشور به هیچ کدام از مقاصد خویش نرسید. اما این پارلمان در گوشه کنار هایش سوراخ سمبه ها و کوتاهه راه های داشت که هرکسی به راهی رفت  و سر از دیگ شیرینی ای در آورد و چه بسا بعضی سوراخ های پیدا کردند و رفتند که با کله بین چندین دیگ شرینی افتادند.. پول های ملیون دالری پیدا کردند . قرارداد های ملیونی بستند و در دسته بندی های تقسییم قدرت شریک شدند و موفق شدند  دربسا کشور های خارجی املاک  و حساب مالی داشته باشند و به پول و قدرت و و هزار یک شیرینی دیگر رسیدند که عقول در شمارش ان عاجز مانده اند.

این خبرها که مخفی نمی ماند خصوصا آن های که سابقه تلاش برای کسب شیرینی های از این جور داشتند و خیلی با زحمت بیشتر توانسته بودند بضاعتی به هم بزنند به تقلا افتادند و فریاد بر آوردند : وای بر ما که رنج بیهوده بردیم و سالها زحمت کشیدم ولی اینان راببین که به راحتی آنچه ما به زحمت بدست آوردیم این ها  به سادگی به دست آوردند. ما که گل سر سبد شهربودیم اگر از این قافله عقب بمانیم دیری نخواهدگذشت که قافیه را خواهیم  باخت  و مجبور خواهیم بود به ریزه خواری خوان اینان قناعت کنیم وهمه چیز مان را از دست بدهیم..

و همین بود که این ندا اوج گرفت . تاجر دکانش را تخته کرد و دوید  افسر تفنگش را انداخت و دوید . کلان قوم لنگی اش را پیچید و دوید.روحانی عمامه اش را پیچیدو دوید.رئیس میزش را به سوئی انداخت ودوید. . ارباب اسپش رازین کرد و دواند. داکتر گوشی اش را به گوشه ای پرتاب کرد و دوید ، انجنیر پرکارش به پراند و دوید. و هرکس فکر میکرد سرش به کلاهش می ارزد دوید. دویدند  و دویدند و دویدند و هنوز هم دارند می دوند.

جاذبه رسیدن به  شیرینی های موعود و طی طریق در سوراخ سمبه های پارلمان به حدی هیجان انگیز بود که دیگر وعده تنها به مردم کافی نبود بلکه منتظرالوکاله ها شروع به خرج کردن نمودند یکی به مردم مسجد می ساخت ودیگری پول نقد میداد و دیگری آب می رسانید و سومی برق میداد و آن دیگری سرک می ساخت ویکی مصرف تداوی مریض صعب العلاج را میداد و صد البته هرکه هر کاری می توانست کرد تا تضمینی بدست اورد که میتواند به  پارلمان راپیدا کند که صد البته به صراط مستقیم پررنج وکالت که نه بلکه به سوراخ سمبه ها و کوره راهه های ان فکر میکرد تا همان لحظه اول که برسد راه های د ر رو به سوی  شیرینی ها را پیدا کند و بپیماید. خوب شما هم باشید با این همه خرج و هیاهو مگر میروید از کنارچنین پارلمان شیرینی روزه دار برمیگردید.

در این هاگیر واگیر صد البته کسانی هم هستند که به مسیر راه و مقاصد ان اگاهند و تاب تحمل پیمودن آن راه و عبور از صراط مستقیم آن را دارند و حقیقتا میخواهند وکیل برحق ملت باشند. اما دراین هیاهو مگر مجالی برای شنیدن صدای شان هست؟ و آیا می شود در این وانفسای بده و بستان حتی آنان را شناخت؟ و بعد حق را به آنان داد که بروند وصراط المستقیم وکالت را بپیمایند.

امیدوارم خداونددر این هیاهو و آشوب بزرگ به مردم ما عقل وزیرکی عنایت کند تا رهروان راه راست وکالت را از سوراخ پیمایان گوشه گوشه پارلمان تشخیص دهند. ورنه خدامیداند در پارلمان سوم دیگر کسی باقی بماند که رای بدهد و همه مردم از خرد تا بزرگ  کاندیدا خواهند شد و تازه مجبوریم از کشور های خارجی رای دهنده وارد کنیم تا انتخابات مان اجرا بشود.


پاسخ

  1. با سلام! تشکر که اندکی از شیرینی های پارلمان شیرین مان را به سفره کامپیوتر مان چیدید وآگاهمان نمودید که (مگسانند به گرد شیرینی )……………..

  2. دویدم ودویدم به پارلمان رسیدم ………………………..


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.